امروز کتابی را مطالعه کردم که در آن به نوشته ای بر خوردم نوشته شده بود آتشی که کانون خانواده بود .
دریافتم مردم قدیم آتش را خدای خود قرار نداده بودند. بلکه به خاطر این نعمت بزرگی که خداوند منان به آنها داده بود برای شکر گزاری احترام میکردند آتشی که تمام خانواده را به بهانه سرما دور هم جمع میکرد و مجال صحبت کردن و مجال تجربه به کودکان ورفع مشکلات خانواده را به آنها میداد.و گرمایش با گرمای محبت آمیز پدر و مادر جمع میشدو آرامشی دو چندان را به خانواده می بخشید گرمایش باعث پخش شدن محبت خانواده بر گلهایی همچون فرزندان میگشت و تمام خستگی را از تن تمام خانواده به بیرون هدایت میکرد.برای همین دخترانی که از خانه پدری به خانه شوهر می رفتند به طواف آتش میپرداختند و خاکسترش که مظهر پاکی بود را میبوسیدند. و با این کار ازخداوند منان به خاطر بخشیدن این نعمت بزرگ تشکر میکردند.ولی امروزه کرسی های محبت و گرما را از ماگرفته اند بخاری های گازی را به ما داده اند انس با طبیعت را از انسان گرفته اند و گوشی نیمه هوشمندی را که کلک های زیبا و رنگی در ان جوانه میزند به انسان ها بخشیده اند .
برچسب:
نویسنده: متین مقدم