.سلام بر تو که دیدنت خواب را از چشمانم گرفته و جنون هم راهی برای گریز آن نیست
ای که هستی تو تمام هستی وجودم را به درد آورده یار شب های تنهایی .
هم اکنون که به 1 می نویسم نمیدانم کجایی و چه میکنی .اما غم دوری تو را می توانم حس کنم .
غم دوریت چنان به قلبم فشار آورده که خونم از مجاری چشمانم همچون اشک میچکد.
وزمین را لاله باران میکند
ای سرازیری تمام سختی هایم .
دوستت دارم بیا .
بیا تا تمام زندگیم سامان بگیرد تمام هستی ام آرامش
بیا تا درونم مملو از تو ومحو تماشای تو شود
کاش من همه بودم تا با تمام دهان ها بخوانمت
کاش.....
بیا بیاکه سخت درگیرتو ام.
برچسب:
نویسنده: متین مقدم